تبليغاتX
ستاره دریایی
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

 

" و نرید ان نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمّه و نجعلهم الوارثین "

 

" و مگر نه اينكه  اراده ات  بر این قرار گرفت که منّت نهی بر کسانی که در زمین ضعیف نگاه داشته شده اند و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانی …؟"

 

 

 

 

نگاهشان كن!

 همگي  دلتنگ رهگذری غریب گشته اند …

و زانوان ناتوانشان ، از راه هزاران ساله خویش را ، به آغوش گرفته اند ،

و چشمان خسته ي شان را...

كه پنهان کرده اند ، در اعماق خویشتن دردمند تاریخ …

و مي نگرند ! به همه ي آنچه در اين شبهاي بي كسي بر  پيكر رنجور بشريت گذشته است …

به تمامی …

به تمامی خاطراتش …

 

 

 

 

 

 

نگاهمان  كن!

به  قلب هاي بی نور و چشم هاي نگران در برابر گذرگاه هاي هولناک

و یاری مان ده در پای  گردنه های جهالت های تاریک انسان …و از دره های غفلت های خاموش ...

 

 

 

مي شنوي؟!

قلبهاي مان  "  امن  یجیب ...  "  می خواند ...

 

و  ما  امشب دلتنگ رهگذری غریب گشته ايم ...

 " امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء  ... "

و مگر تو نيستي ؟!" آنکه جواب گوید مضطر را ، آنگاه که می خواندت ...... ؟ "

 

 سینه ها  تنگ شده است ودلها بی قرار....

دیگر  طاقت فرزندان آدم سالهاست كه به سر آمده... برای وصال باقیمانده خداوند در زمین ...

 به اندازه هزار و سیصد و اندی شب سرد وتاريك.............

 

 

 

 " هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی ؟! "

 " آیا به سوی تو ،  ای پسر احمد ! راهی هست تا ملاقات شوی ؟! ... "

 

 

 

 

 

         

 

 

  تو خود خوب می دانی که زمین هر روز پیرتر از دیروز،مشتاقتر و منتظرتر از دیروز؛به اجابت نیایش هزار ساله اش،طلوع تو را طلب می کند.
تو را می طلبد که بیائی و خورشیدش شوی؛بیائی که دوباره دیوارهای کعبه طنین صدای حیدری را طنین انداز کنند و زمینیان خسته از انتظار طلوی دوباره خورشید علوی را از مشرق دلهاشان ،میهمان قاب چشمهای خسته شان کنند...
...
گوش شب پرستان کر! ،  فردا در ولایت ما آفتاب خیمه خواهد زد

 

 

 

نوشته شده توسط محمد امین در 10:50 | | لینک به این مطلب